نوشته شده در تاريخ دو شنبه 22 اسفند 1398برچسب:, توسط reza |

عشق چیست ؟

به کوه گفتم عشق چیست؟        لرزید.

  به ابر گفتم عشق چیست؟        بارید.
 
به باد گفتم عشق چیست؟         وزید.
 
به پروانه گفتم عشق چیست؟     نالید.
 
به گل گفتم عشق چیست؟       پرپر شد.
 
و به انسان گفتم عشق چیست؟
 
 اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟     دیوانگیست!!!
نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 13 آذر 1398برچسب:, توسط mehry |

امید زندگیم @بهونه نفس کشیدنم@پناه دلتنگیهام

دوستت دارم

 

نوشته شده در تاريخ شنبه 3 مهر 1395برچسب:, توسط mehry |

دلم پیش تو آرومه من طاقت یعقوب ندارم

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 13 مرداد 1395برچسب:, توسط mehry |

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 13 مرداد 1395برچسب:, توسط mehry |

دلتنگممممممممممممممممم دلتنگ

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 6 مرداد 1395برچسب:, توسط mehry |

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 6 مرداد 1395برچسب:, توسط mehry |

نوشته شده در تاريخ شنبه 1 خرداد 1395برچسب:, توسط mehry |

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 25 فروردين 1395برچسب:, توسط mehry |

تو سکوت می کنی 

و فریاد زمانم را نمی شنوی 

یک روز 

من سکوت خواهم کرد

و تو آن روز برای اولین بار 

مفهوم دیر شدن را خواهی فهمید 

" حسین پناهی "

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 آذر 1394برچسب:, توسط mehry |
 
دلم هوایت کرده...وقتی که حتی هوایم راهم نداری...و مینویسم...وقتی که حتی نمی خوانی...و من عمریست بیقرارهمین عاشقانه های یواشکی ام...

نوشته شده در تاريخ دو شنبه 11 آبان 1394برچسب:, توسط reza |

نوشته شده در تاريخ دو شنبه 23 شهريور 1394برچسب:, توسط mehry |

نوشته شده در تاريخ دو شنبه 23 شهريور 1394برچسب:, توسط mehry |

نوشته شده در تاريخ دو شنبه 23 تير 1394برچسب:, توسط mehry |

 

خواهش میکنم همیشه تو دوست داشتن نه  یه پله بلکه چند پله عقب تر باشید که اگه جا زد و عقب موند خسته شد و نتونست پا به پات بیاد اگه ذره ای ته دلش شک کرد که بمونه یا بره اگه دیگه بودنت براش مهم نبود اگه شب خوابید و صبح بیدار شد و تصمیم گرفت بیخیالت شه

نشه  حال و روزتون مثل من  (یه مهره مات )

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 خرداد 1394برچسب:, توسط mehry |

تولد توست

و باز من کنارت نیستم

امشب تو شادمانی و باز در دلت نیستم

و من

تولدت را جشن میگیرم با تموم نبودنت هایت با افتخار به داشتنت 

 فریاد میزنم چه خوب که دنیای من شدی

 آغاز بودنت مبارک

  تمام زندگيم تولدت مبارک

 



 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 ارديبهشت 1394برچسب:, توسط mehry |

 

خوشبختی یعنی قلب پدر بتپه 

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 12 اسفند 1393برچسب:, توسط mehry |

قلب
مهـــمانخانه نیست ،
که آدمــــها بیایند ...
دو سه ساعت ، یا دو سه روزی توی آن بمانند و بعد بروند !

قلب
لانه ی گنجشک نیست که در بهـــار ساخته بشود ،
و در پائـــیز ، باد آن را با خودش ببرد !

قلب ؟!
راستش نمیدانم چیست !
امــــا این را میدانم
که قلبم فقط جای توست

من در هیاهوی زندگی آرامشی از جنس "تو" دارم.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 بهمن 1393برچسب:, توسط reza |

دلم واسه اون دبستان تنگ شده  

که وقتی تنها تو گوشه حیاط مدرسه وایسادی  

یه نفر میومد بهت میگفت: 

میای با هم دوست بشیم

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 بهمن 1393برچسب:, توسط reza |
نوشته شده در تاريخ شنبه 24 آبان 1393برچسب:, توسط reza |

تو به جای منم داری زجر می کشی
یکی عاشقته که تو عاشقشی
تو به جای منم پُره غصه شدی
نذار خسته بشم
نگو خسته شدی..

♫♫♫

نگران منی که نگیره دلم
واسه دیدن تو داره میره دلم
نگران منی مثل بچگیام
تو خودت می دونی من ازت چی می خوام

مگه میشه باشی و تنها بمونم
محاله بذاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره
هنوزم به جز تو کسی رو نداره
عوض می کنی زندگیمو
تو یادم دادی عاشقیمو
تو رو تا ته خاطراتم کشیدم
به زیبایی تو کسی رو ندیدم
نگو دیگه آب از سر من گذشته
مگه جز تو کی سر نوشتو نوشته
تحمل نداره نباشی
دلی که تو تنها خداشی

 ♫♫♫

یه غرور یخی یه ستاره ی سرد
یه شب از همه چی به خدا گله کرد
یدفعه به خودش همه چی رو سپرد
دیگه گریه نکرد فقط حوصله کرد..

نگران منی به تو قرصه دلم
تو کنار منی نمی ترسه دلم
بغلم کن ازم همه چیمو بگیر
بذار گریه کنم پیش تو دل سیر..

مگه میشه باشی و تنها بمونم
محاله بذاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره
هنوزم به جز تو کسی رو نداره
عوض می کنی زندگیمو
تو یادم دادی عاشقیمو
تو رو تا ته خاطراتم کشیدم
به زیبایی تو کسی رو ندیدم
نگو دیگه آب از سر من گذشته
مگه جز تو کی سر نوشتو نوشته
تحمل نداره نباشی
دلی که تو تنها خداشی..

نوشته شده در تاريخ دو شنبه 24 شهريور 1393برچسب:, توسط reza |

غمگینم..!مثل عکسی در اعلامیه ی ترحیم که "لبخندش" دیگران را "میگریاند"...!!!{-60-}

نوشته شده در تاريخ دو شنبه 24 شهريور 1393برچسب:, توسط reza |

یا رب

  این منم خسته در این کلبه ی تنگ           

  جسم درمانده ام از روح جداست!

   من اگر سایه ی خویشم  یا رب

  روح آواره ی من کیست کجاست؟؟؟

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 19 تير 1393برچسب:, توسط reza |

***شبها من اینجوری صبح میشه***

عکساتو میچینم روی تختم

اصلا مهم نیست چی میگن مردم

با خاطراتت خیلی خوشبختم

شبهای من اینجوری صبح میشه

با اشک و لبخند و در و دیوار

آهنگی که دوست داشتی رو تکرار

سیگار و هی سیگار و هی سیگار

عکساتو میچینم روی تختم

هی با خودم حرف میزنم از تو

تو بعضی عکسا عاشقت میشم

تو بعضی ها دل میکنم از تو

یخ میکنه دستام یه وقتایی

بعضی شبا آغوشم آتیشه

من با لباست قصه ها دارم

شبهای من اینجوری صبح میشه

با اشک و لبخند و در و دیوار

آهنگی که دوست داشتی رو تکرار

****سیگار و هی سیگار و هی سیگار****

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 8 تير 1393برچسب:, توسط reza |

در شب های خوشبختی تو سهم من تنهایی است در دل من اما فقط آرزوی توست
تولدت مبارک شیرین من

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 خرداد 1393برچسب:, توسط reza |

تبکی الطیور
پرندگان گریه میکنند


تبکی الطیور و تدبل زهور ترحل شموس و یبقى ظلام
*پرندگان گریه میکنند، گلها میمیرند، خورشید میرود و تاریکی میماند*


ضاع الکلام و الله حرام قدر ینسى و عیونو تنام
*سخن از دست میرود، به خدا سوگند که شرم آور است، میتواند فراموش کند و چشمانش به خواب بروند*

حلمی یموت وجد الریاح و تحیا غموم و تبقى جراح
*رویاهایم در باد از دست میرود، غم و اندوه پابرجا و زخمها میمانند*

داک الیوم ما اظن یعود مات الغرام
*بازمیگردد؟ فکر نمیکنم چنین کند، عشق تمام شده و مرده است*

اجمع جروحی همی و نوحی اسهر لیالی و هو ینام
*زخمهایم را جمع کرده ام، غم و اندوهم را، وقتی به خواب رفته بیدار میمانم*

هانت علیه عشرة زمان راح الوفا وین الامان
*برایش آسان بود که فراموش کند، سالها گذشته، وفا رفته، صداقت کجاست؟*

یاما بایدی داویت حبیبی اللی نسى کل اللی کان
*دستم همیشه عشقم را شفا میداد، همه آنچه بود را فراموش کرد*

همی کبیر کبر الجبال جرحی عمیق عمق البحار
*غم و انودهم بزرگ و زخمهایم عمیقست، به ژرفای دریا*

کان عیبی طیبة اراضی حبیب
*چشمانم میخواستند که سوی عشقم بروند*

اجمع جروحی همی و نوحی اسهر لیالی و هو ینام
*زخمهایم را جمع کرده ام، غم و اندوهم را، وقتی به خواب رفته بیدار میمانم*

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 18 ارديبهشت 1393برچسب:, توسط reza |

نوشته شده در تاريخ شنبه 6 ارديبهشت 1393برچسب:, توسط mehry |

آغاز عشق

 آغاز دوباره

 آغازی بی پایان

  دوستت دارم ... 

 

 بی انتهاست این دوست داشتن

 

 بی پایان است این دلبستن

 محال است دلکندن

 چون...

 این آغاز، بی پایان است...

 جدایی ؟ نه عزیزم یک خواب و خیال است!

 در خواب هم میبینم رویاهای عاشقانه ی با تو بودن را

 شیرین است این خواب عاشقی ، چه برسد به لحظه های بیداری

 نفسی دوباره

 به عشق تو ای همنفس من

 یک زندگی دوباره

 بی خیال گذشته ها

 تویی عشق اول و آخر من

 میخواهم این باران، همین باران عشقت، تا ابد در قلبم بباره

 اگر زندگی ،همیشه با تو بودن است ، دلم نمیخواهد هیچگاه بمیرم

 اگر آن مردن ، از عشق تو مردن است ، دلم میخواهد در همین لحظه فدایت شوم

 اگر عشق تلخ است ، شیرین است برایم این تلخی ها

 وقتی تو آمدی محو شد در اتاق تاریکم ، آن تنهایی و احساس خستگی ها

 وقتی تو آمدی باز شد پنجره ی روشنی ها

 دیدم آسمان آبی را ، دیدم مظهر یکرنگی ها را

 حس کردم عشق پاکی را ، عاشق شدم ،

 دل بستم و مطمئن باش تا آخرش با تو هستم

 آغازی دوباره، قلبم دیگر تنها نیست ، با تو جان گرفته است دوباره

 آغازی بی پایان ، مرا از غروب عشق نترسان

 طلوع عشق ما ، غروبی نخواهد داشت ،

 قلب من با تو ، هیچ غمی نخواهد داشت...R

 

 

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 3 ارديبهشت 1393برچسب:, توسط reza |

____________________$$$$___$$$$
__________________$$$$$$$_$$$$$$
_________$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$$
_____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
___$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$$$
__$$$$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
__$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$
__$$$_$$_$$$$$$$$___________$$$$
_$$$$$_$$$$$$$$$$$___________$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$$
$_$$$$$$__$$$$$$$$$
$_$$$$$$___$$$$$$$$
_$$$$$$$$$__$$$$$$$
$_$$$$$$$$___$$$$$$
$$_$$$$$$$$___$$$$$
$$$_$$$$$$$$__$$$$$$
_$$$_$$$$$$$$$_$$$$$
$$$$$ __$$$$$$$$_$$$$
$$$$$$$ __$$$$$$$$$__$
$_$_$$$$$__$$$$$$$$$_$$$$
$$$__$$$$$__$$_$$$$$$$_$$$$
$$$$$$_$$__$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$
__$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
__________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$$$$$$$$$$$____$$$$$$$$$$
_$$$__$$_$$________$$$$$$$$$$$
_$$$_$$_____________$$$$$$$$$$
_$$_$$______________$$$$$$$$$$
_$$$$________________$$$$$$$$$$
_$$$$________________$$$$$$$$$$
__$$$_________________$$$$$$$$$
$_____________________$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$__$$$$$
$___________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$__$$$$$$$$

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 فروردين 1393برچسب:, توسط reza |

خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام
خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام

خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت
خدا رو دوست دارم ولینه واسه ی زیبا و زشت

خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم
خدا رو می خوام نه واسه روزای تلخ آخرم

خدا رو می خوام نه واسه سکه و سکوی و مقام
خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام

خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشقارو خیلی دوست داره
خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نمی زاره

خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشقارو خیلی دوست داره
خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نمی زاره

خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه
خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند می زنه

خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو با همیم

******************************************

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 7 فروردين 1393برچسب:, توسط reza |

*شب رفتنت عزیزم ٬ هرگز از یادم نمیره*
*واسه هر کسی که میگم قصشو ٬ آتیش میگیره*
*دل من یه دریا خون بود ٬ چشم تو یه دنیا تردید*
*آخرین لحظه نگاهت غصه داشت ٬ باز ولی خندید*
*شب رفتنت یه ماهی ٬ توی خشکی رفت و جون داد*
*زلزله خیلی دل ها رو ٬ اون شب از غصه تکون داد*
*غم ها اون شب شیشه های خونه رو زدن شکستن*
*پا به پام عکسای نازت ٬ اومدن تا صبح نشستن*
*تو چرا از اینجا رفتی ؟ تو که مثل قصه هایی*
*گله ام از چه چیزی باشه ؟ نه بدی ٬ نه بی وفایی*
*شب رفتنت نوشتی شدی قربونی تقدیر*
*نقره اشکای من شد ٬ دور گردنت یه زنجیر*
*شب تلخ رفتن تو گلدونامون اشکی بودن*
*قحطی سفیدی ها بود همه انگار مشکی بودن*
*شب رفتنت که رفتی ٬ گفتی دیگه چاره ای نیست*
*دیدم اون بالاها انگار عکس هیچ ستاره ای نیست*
*شب رفتن تو یاس ها دلمو دلداری دادن*
*اونا عاشقن ولیکن تنها نیستن که ٬ زیادن*
*بارون اون شب دستشو از سر چشمام بر نمی داشت*
*من تا میخواستم ببارم ٬ هر کسی میدید نمیذاشت*
*شب رفتن تو رفتم سراغ تنها نوارت*
*اون که واسم همه چی بود آره تنها یادگارت*
*سرنوشت ما یه میدون ٬ زندگی اما یه بازی*
*پیش اسم ما نوشتن : حقته باید ببازی*
*شب رفتن تو خوندن واسه من همه لالایی*
*یکی میگفت که غریبی ٬ یکی میگفت بی وفایی*
*شب رفتن تو ابرا واسه گریه کم آوردن*
*آشناها برای زخم وا شدم مرهم آوردن*
*شب رفتن تو تسبیح از دست گلدون ها افتاد*
*قلب آرزو هام انگار واسه ی همیشه وایساد*
*شب رفتن تو غربت ٬ جای اونجا ٬ اینجا پیچید*
*دل تو بدون منظور رفت و خوشبختیمو دزدید*
*شب رفتن تو دیدم ٬ یکی از قناری ها مرد*
*فرداش اما دست قسمت اون یکیرم با خودش برد*
*شب رفتن تو چشمات راس راسی چه برقی داشتن*
ا*ین همه آدم ٬ چرا من ؟ پس با من چه فرقی داشتن*
*شب رفتنت پاشیدم همه اشکامو تو کوچه*
*قولتو آروم گذاشتم پیش قرآن ٬ لب طاقچه*
*شب رفتنت دلم رفت پیش چشمایی که خیسن*
*پیش شاعرا که دائم از مسافر مینویسن**
*شب رفتن تو دیدم تا که غم نیاد سراغت*
*هیچ زمان روشن نمیشه واسه کسی چراغت*
*شب رفتن تو دیدم ٬ خیلی غمای شاعر
*روی شیشمون نوشتم ٬ میشینم به پات مسافر*
*برو تا همه بدونن ٬ سفر هم اینقدا بد نیست**
*واسه گفتن از تو اما هیچ کی شاعری بلد نیست*

**************************************************

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

.: Weblog Themes By LoxBlog :.